آرينآرين، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 15 روز سن داره

یک بابای خوب یک مامان دوست داشتنی

هنوز نیومده همه درگیرتن شدید....

1393/8/18 9:59
175 بازدید
اشتراک گذاری

سلام

اسم من بابا امین هست و تو الان پیش مامان ملیحه جا خوش کردی.

مامان ملیحه معلم پایه سوم و چهارم در روستایی به اسم افتر هست و من کارمند اداره استاندارد.....

نمی دونی چه حالیه وقتی به جای امین به خودم میگم بابا امین .....

همه منتظر اومدنتیم.... نشونه هاشو بگم....

من و مامان و بابام  داریم تا می تونیم به مامان ملیحه جونت می رسیم تا به تو و او بد نگذره ....

کندر - گوشت - میوه - قرص های تقویتی - تخم کتان و و و و

امروز 6 هفته و 2 روزت هست و حدوداً اندازه یک دانه کوچک عدس (با عرض تقریبی 4 تا 5 میلی متر) هستی.

قلبت که مرحله تقسیم به حفره های چپ و راست را آغاز کرده و حدود 100 تا 130 بار در دقیقه (تقریبا دوبرابر تعداد ضربان قلب من در دقیقه) می زند، و جریان خون در بدنت آغاز شده عزیزم (گل من بگذار باهات راحت باشم .... داری آدم میشی) روده هات در حال رشد هستند و مجاری کوچک عبور هوا به تدریج در محلی که بعدا به ریت تبدیل خواهد شد، ظاهر می شوند. تولید سلولهای ماهیچه ای آغاز شده است و احتمالا از اواسط این هفته تکان دادن اعضای کوچک خود را آغاز خواهی کرد. متاسفانه باید تا چند هفته پس از پایان سه ماهه اول دوران حاملگی مامان ملیحت صبر داشته باشه  تا بتونه از احساس کردن حرکتهای آرام تو لذت ببرید!

چند وقت پیش مامانت حالش خیلی بد بود تصور کن از طرفی تازه خبر دار شدیم که تو داری میای از طرف دیگه مامان ملیحت دندونش آبسه کرده بود و از درد دندون زمین را گاز می گرفت و اینها به  کنار سرما خورده شده بود در حد لیگ اروپا ...... خوب دندون پزشک رفتیم و گفت تا تو سه ماهت نشه هیچ کاری نمی کنم .... فقط آموکسی سیلین بخور تا چرکش خشک بشه ..... استامینوفن هم خورد تا خوب شد .. منم که هی لیمو پوست کندم واسش و شلغم و درست کردم و .......

سرتو درد آوردم گلم تا بعد........

راستی پسری یا دختری ..... اسمت چیه ......:)

پسندها (3)

نظرات (0)